زینب کوچولوی من

و من خاله شدم 😍 حس جدیدی که تجربش خیلی قشنگه هنوز دست زینب رو تو دستم نگرفتم هنوز نبوسیدمش هنوز تنش رو تو بغلم جا ندادم و کلی حس قشنگ بهم دست داده با دیدن عکسش عکسی که لباس ابی پوشیده خوابه و پاهاشو بالاتر از سطح تخت و دور از خودش تو هوا نگه داشته

به محض فهمیدن به دنیا اومدنش بلیط گرفتم و اومدم خونه

پ. ن. تن تو ظهر تابستون رو به یادم میاره...

۱ نظر
سجاد عبدی
۱۵ خرداد ۱۵:۱۲
قدم نورسیده مبارک ...

پاسخ :

خیلی ممنون :) 
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
کلمات کلیدی
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان