وقتی از طوفان بیرون اومدی..

به نقطه ای از زندگیم رسیدم که عقب رو که نگاه میکنم دیگه نه حسرت میخورم نه ناراحت میشم قبول کردم تمام روزهای سختی رو که داشتم مورد تمسخر واقع شدن ها، تنها بودن ها، تفاوت با بقیه همشون برام الان خاطرن اونم نه از نوع تلخ و زهر ماری که نخوام به یاد بیارمشون نه از اونا که وقتی اتفاقی یادم میاد بخوام بندازمشون سطل آشغال از اونان که وقتی بهشون فک میکنم عادین برام درد نداره قطعا خوشحالی هم نداره ولی اصلا درد نداره..اخه همه اینا چیزی که من الان هستم رو ساختن همه این اتفاقا و تصمیم ها و.. و من راضیم از جایی که الان ایستادم و چیزی که هستم..


۱ نظر
//][//-/ ..
۱۷ شهریور ۲۱:۵۶
به این میگم "رهایی" :)

پاسخ :

اسم خوبی روش گذاشتی کاملا احساسم رو توصیف میکنه :) 
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
کلمات کلیدی
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان